چه مهم است که این بنده ناچیز تورا بستاید
یا که شعری بسراید، در دل بگشاید
تو فرا تر ز زمانی و زمین جای تو نیست
رویی بنمایی که دیدار تو غم بزداید
حضرتت وعده حق است
بیا آقا جان قبل از آن که خبر مرگ مرا برباید
شده ناموس بشر دستخوش حرص و هوی
مرد خواهم که ره دین خدا پیماید
کار از کار گذشته است وبلا پی در پی
شرق و قرب کره خاک به خون بنماید
به فدای قدمت جان جهان مهدی جان
تا تو از ره برسی عیسی مریم آید.
شعر از : خانم لطفی
آب آبی نیست ، آلوده است
جنگل و رود امان می خواهند
آه از دست همین آدمیان
قصه ای می فشرد قلبم را
ریز گرد انبوه مثل یک لشگر دشمن که شبیه خون زده است
چه هوا آلوده است !
بمب شمر !! شین ،میم، را !
می کشد بچه و هم پیر زن و حامله را ؟!
قصه ای می فشرد قلبم را
و فساد برده اما ن از دریا، دشت، کوه آمد به ستوه
ماهیان دریا ،همه مرغان هوا، خرس قطبی ، زنبور عسل ، همه از دست بشر مستأسل
آه از دست بشر
بره ها کشته شدند از سرب و مس و روی هوا
همه مسموم شدند آه از دست بشد
این شعر اشاره دارد به آیه: ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی النّاس.
شعر از: خانم لطفی
اشر ف الآیات ،آیت الکرسی است
اعظم الآیات، آیت الکرسی است
قله رفیع قرآن است
اکرم الآیات، آیت الکرسی است
سید الانبیا، محمد پاک(صل الله علیه والهی وصلم)
سید الآیات، آیت الکرسی است
فاطمه است سرور زنان جهان
سید الآیات، آیت الکرسی است
سید الاوصیا ،علی حیدر(علیه السلام)
سید الآیات، آیت الکرسی است
سید شبا ب بهشت، حسنین(علیه السلام)
سید الآیا ت، آیت الکرسی است
سید الایام، جمعه عید پیغمبر
سید الآیات ،آیت الکرسی است
شعر از: خانم لطفی
از حزن حسین دل چه آتش کده ای است
وین دل نه تنور است که آتش کده ای است
این ماه محرم است که با شور و نوا
می آید و دل ها همه آتش کده ای است
شعر از : خانم لطفی